mani_zamani کاربر جدید وضعيت: آفلاين 3 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 43 امتياز: 193 تشکر کرده: 3 تشکر شده 12 بار در 8 پست
محل سكونت: کرج
ارسال شده در: سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 15:00:49 موضوع مطلب: یک بازی اکشن ماجرایی استاندارد
پايان دنيا بسيار زودتر از موعد اصلي آغاز شده و هيچكس نميداند چه كسي باعث و باني اين كار است. «جنگ» يكي از چهار سواركار نابودي، به دنياي انسانها احضار شده و متوجه ميشود فرشتگان و شياطين در حال نبرد با يكديگر هستند و در نتيجه آن انسانها نابود شدهاند. «جنگ» پيش از اينكه بفهمد اوضاع از چه قرار است توسط يكي از شياطين كشته ميشود. همه گمان ميكنند نبرد بين فرشتگان و شياطين در نتيجهورود «جنگ» به دنياي انسانهاست اما او براي اثبات بيگناهي خودش اجازه ميگيرد تا بار ديگر به زمين بازگشته و عامل اصلي اين فاجعه را پيدا كند.
بازي «دارك سايدرز» (Darksiders) با چنين افتتاحيه جذابي آغاز ميشود و نشان ميدهد بازيكنندهها و علاقهمندان به سبك اكشن با يك بازي خوب سر و كار دارند، بازياي كه شروع سيل بازيهاي سال 2010 ميلادي هم هست. يك بازي اكشن–ماجرايي سوم شخص در انتظار كساني است كه اين روزها از بازي در چنين سبكي سير نميشوند.
دارك سايدرز بازي خوبي است اما نميتواند از حد خوب بودن فراتر برود. اين جمله كاملا خبري بود و هيچ بار منفي در آن وجود نداشت. شكي نيست كه سازندههاي بازي تلاش زيادي كردهاند تا استانداردهاي سبك اكشن ماجرايي را در دارك سايدرز پياده كنند و موفق هم شدهاند. در طول بازي هر صحنه و هر معمايي شما را ياد يكي از بازيهايي كه قبلا بازي كردهايد مياندازد. اما هيچچيز خارج از محدودهاستاندارد نيست. ميشود گفت سازندههاي دارك سايدرز هدفشان از همان اول ساخت يك بازي اكشن استاندارد بدون هيچ ريسك و كار اضافي بوده و در اين كار كاملا موفق شدهاند.
«جنگ» مانند كريتوس يك كاراكتر قلدر و بياعصاب است كه بهرههوشي چندان زيادي ندارد. در بسياري از صحنهها جنگ تلاش ميكند اداي يك قهرمان بيرقيب و نجات دهنده دنيا را ايفا كند كه صداگذاري ضعيف و ديالوگهاي ساده او، مانع از اين كار ميشوند! هر وقت ميانپردههاي طولاني و كسلكنندههاي بازي شروع ميشوند همه تن آدم به خارش ميافتد كه آنها را رد كند و به سراغ اكشنها برود.
سيستم زدوخورد در بازي دارك سايدرز بسيار ساده است. به دنبال اكشنهايي نظير خداي جنگ يا شيطان هم ميگيرد، نباشيد. يك كليد بيشتر براي شمشير زدن وجود ندارد و همهچند ضربها با همان يك كليد خلق ميشوند كه تعدادشان خيلي زياد نيست. در واقع پس از يك ساعت دارك سايدرز بازي كردن به اين نتيجه ميرسيد كه در اكشنها هيچ تنوعي وجود ندارد. زدن بيهدف دكمهحمله ميتواند همهدشمنها را از پا دربياورد. البته بعضي وقتها بد نيست دكمه جاخالي را هم بزنيد. حتي غولا~خرهاي تكراري هم موفق نميشوند اكشنها را از يكنواختي دربياورند.
دشمنهايي كه جانشان به اندازهكافي كم شد را ميتوان با يك تمام كننده از پا در آورد. در دارك سايدرز خبري از سكانسهاي دكمهزدن QTE نيست، زدن كليد B يا دايره باعث اجراي انيميشن تمام كننده خواهد شد كه براي هر دشمن تفاوت دارد. در ادامهبازي با جمع آوري اعتبار كافي ميتوانيد يك سلاح ديگر به نام داس بخريد كه با يك كليد ديگر استفاده ميشود و چندضربهاي مخصوص به خود دارد. ضربات شمشير و داس را نميشود با هم تركيب كرد.
اگر قرار بود روند بازي كاملا اكشن باشد بدون شك دارك سايدرز نمرهبسيار كمي ميگرفت. اما اكشن نيمي از روند بازي را شامل ميشود. نيمهديگر مربوط به بخش ماجرايي و سكوبازي است. معماهاي منطقي و فيزيكي زيادي در هر مرحله وجود دارند كه تا مرحله آخر به هيچوجه چالش برانگيز نيستند، اما حل كردن آنها هميشه احساس خوبي دارد. شمشيرهايي كه براي باز كردن دروازهها لازم هستند، بمبهايي كه براي تركاندن كريستالها لازم هستند، مشعلهايي كه با سلاح بومرنگمانند جنگ جابهجا ميشوند و ديگر معماهايي كه نمونهشان را حتما حداقل يك بار در يك بازي زلدا ديدهايد، در اين بازي هم باعث متنوع شدن روند آن شدهاند. يكي دو مرحله سواري با اسب و پرندههاي شيطاني هم در طول بازي وجود دارد كه با اينكه اصلا جديد نيستند، اما كمك زيادي به تنوع گيمپلي ميكنند. با زدن كليد استارت و ورود به كولهپشتي متوجه ميشويد يك تن آيتم و چيز جمعكردني در طول بازي وجود دارد كه گيمرهاي جستوجوگر را تحريك ميكند تا بارها هر مرحله را بازي كنند و از همه سوراخها و گوشهها سر در بياورند.
از نظر گرافيكي هم دارك سايدرز از سطح خوب فراتر نميرود. استيل گرافيكي كه ناشي از هنر جومادوريرا (كميك كار معروف) است در همه سطوح گرافيكي توجه بينندهها را به خود جلب ميكند. اما انيميشنهاي خشك كاراكترها و شباهت بيش از حد دشمنها و غولا~خرها به يكديگر كمي آزار دهنده است، بهخصوص اگر هفتهقبل شاهكاري در همين سبك به نام بايونتا را بازي كرده باشيد كه محصول سگا است.
دارك سايدرز در همهزمينههايي كه روي آنها دست گذاشته موفق بوده است. بازي با دارك سايدرز كه 10-12 ساعت تمام كردنش طول ميكشد تجربهبسيار خوبي است. اما پايان بازي آرزو ميكنيد كه كاش اين بازي خوشساخت بهتر بود و كاش سازندهها كمي بلندپروازي بيشتر به خرج ميدادند.